ای تو بهانه واسه موندن ای نهایت رسیدن ای تو خود لحظه بودن تو طلوع صبح خورشید دمیدن ای همه خوبی همه پاکی تو کلام اخر من ای تو پر از وسوسه عشق تو شدی تمامیه زندگیه من اسم تو هر چی که میگم همه تکرار تو حرفهای دل من چشم تو هرجا که میرم جاریه تو چشمای منتظر من تو رو اون لحظه که دیدم به بهانه هام رسیدم از تو تصویری کشیدم که اونو هیجا ندیدم تو رو از نگات شناختم قصه ازعشق توساختم تو رو از خودت گرفتم با تو یک خاطره ساختم
+نوشته شده در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت20:53توسط حامد رحیمی |
|
ABOUT
من چرا گرد جهان گردم؟ چو دوست در میان جان شیرین من است
اسمم حامد-- پرسپولیسی. خرداد ماهیم
خوشحال هستم كه مي توانم از طريق وبلاگ هر روز با همقطاران خودم صحبت كنم به شما كه از این وبلاگ دیدن مي كنيد عرض سلام دارم و سپاسگزارم اميدوارم از اين طريق به يك گفتمان پايدار و ثمر بخش دست پيدا كنيم در انتظار پيام ها و اظهار نظرهاي ارزشمند شما هستم .