تبليغاتX
> مطالب و عکسهای عاشقانه
مطالب و عکسهای عاشقانه

تنها ديوانه ها و نابغه ها هستند كه قوانين بشري را نقض مي كنند و اينان نزديكترين كسانند به قلب خدا

سینه باید گشاده چون دریا
تا كند نغمه­ای چو دریا ساز
نفسی طاقت­آزموده چو موج
كه رود صد ره و بر آید باز
تن توفان­كش شكیبنده
كه نفرساید از نشیب و فراز
بانگ دریادلان چنین خیزد
كار هر سینه نیست این آواز

(هوشنگ ابتهاج)

نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 18:38 توسط حامد رحیمی| |

بيچاره کسی که از تو ببريد، آسوده تنی که با تو پيوست...

نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 18:38 توسط حامد رحیمی| |

خداوندا دلم آزاد گردان

به فضل خود تنم را شادگردان

خداوندا گنه بسیار دارم

ولکین جمله را اقرار دارم

قلم درکش باین طومار عصیان

که غرقم اندرین دریای طوفان

 

نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 18:29 توسط حامد رحیمی| |

وقتی که کسی رو صمیمانه دوست بداری آن گاه هر چه را که از جانب او دریافت می کنی

زیبا خواهد بود. پس همواره خداوند و زندگیت را دوست بدار. و آگاه باش که زندگی با تمام

حال و هوای ضد و نقیضش. با غم ها و شادی هایش. آرامش و بی قراری هایش هدیه ای

است از جانب خداوند که هر یک نیز حامل پیغامی هستند برای تو.

همه ما عادت کرده ایم که زیبایی را تنها در سر سبزی. شادی . بهار. گل... ببینیم حال آنکه

پاییز با آن فضای مه آلود برگ های رنگارنگ و خیال انگیزش بسیار زیباست. گاهی که از شدت

غم ها اشک بر چشمانت حلقه می بندد صورت خود را در آینه نگاه کن وقتی که قطره های

اشک فرو می ریزند وقار و عظمت چشمانت را ببین! ببین که تا چه اندازه معصوم و با شکوه

به نظر می رسی. آیا صدای فریاد محبت را در عمق چشم ها و صورتت نمی شنوی؟

این فریاد دقیقا همان فریادی است که وقتی لبخند می زنی از لبانت تا آسمان ها اوج

می گیرد.

نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 18:27 توسط حامد رحیمی| |

من به حرفهایت گوش سپردم. رو به آسمان رو به توده ابرها نشستم و در دل خدای

مهربان را صدا کردم. برای خودم. آرزوها و آرمان هایم دعا کردم برای دل شکسته ام

گریستم فریاد زدم . گریه کنان طلب رحمت کردم. صدایی نیامد هیچ تغیری آشکار نشد. رو به

جلو گام برداشتم و رو به رویم پسری کوچک را دیدم روی ویلچرش نشسته بود و با

دست هایی رو به آسمان برای همه مردم دعا می کرد. بعد برای مادرش و دوست

صمیمی اش که گرفتار بیماری شده بودند دعا کرد.

اشک های زیبایش فرو می ریختند. دست هایش برای گرفتن رحمت الهی باز بود. ناگهان

ابرها کنار رفت و خورشید فروزان بر بالینش آمد.

آن روز درس بزرگی از این کودک ۵ ساله که فلج بود  گرفتم. آموختم باید اول مردم را دوست

بداری بعد خودت را. آموختم که دل بزرگ دریای همه است و دل کوچک یک نهر بی آب.

نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 18:26 توسط حامد رحیمی| |

یاد خدا آرامبخش دلهاست

رمضان قطعه ای از بهشت خداوندی است در جهنم دنیای مادی. رمضان قطعه ای از رحمت و

مغفرت الهی است. رمضان مهمانی خداست برای بندگان خوب و شب های قدر. شب های

راز و نیاز. شب های بیان دلتنگی ها. شب های مهر و محبت. رحمت و مغفرت. عفو و بخشش

و عید سعید فطر. روز بنده نوازی. روز احساس همه زیبایی ها و روز دوستی با خدای

مهربان. روز لبخند. روز شادی. روز خنده های واقعی.

ساقی این مهمانی علی(ع) است پیامبر(ص) در راس مجلس نشسته است و علی(ع)

مجلس داری می کند. حسن(ع) و حسین(ع) به میهمانان رسیدگی می کنند. سراغی از

فاطمه(س) نیست. مجلس ساکت و بی صداست. خوب که نگاه می کنی در گوشه ای از

مجلس در کنار پیامبر (ص) فاطمه(س)را می بینی دست بر پهلو نشسته توان بلند شدن

ندارد. احوال میهمانان را نشسته جویا می شود. او باطن لیله القدر است. او مادر پیامبر(ص)

است. او مادر سروران جوانان اهل بهشت است. او محرم درد دل های علی مرتضی(ع) 

است. همه  بر سر سفره ی رحمت الهی اند. ولی زینب(س) کجاست؟ او دست بر زانوان

در کنار مجلس خیره بر سیمای حسین(ع) قطرات زیبای اشک بر گونه هایش نشسته است.

مطمئن باشید هیچ مهمانی از این مجلس گناه کار خارج نمی شود. مجلس دارش

رحمه للعالمین است. ساقی اش علی(ع) و میزبانانش ائمه اطهار.

دوستان خوبم در این شبهای عزیز دعا یادتون نره.

پ ۱: اگر خدا بداند بنده اش از گناهی پشیمان شده است پیش از آن که طلب آمرزش کند

او را خواهد بخشید. حضرت محمد(ص)

پ ۲: خداوند به تمام سوالات بندگان تنها به یک روش پاسخ می دهد: با عشق و عطوفت.

نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 18:24 توسط حامد رحیمی| |

زینب در سال ۶ هجری پس از صلح حدیبیه و ۲ سال بعد از تولد حسین بن علی متولد شد. او پس از آن که به سن ازدواج رسید، به همسری برادرزاده علی(پسرعمویش)، عبدالله بن جعفربن ابیطالب که ۵ سال از او بزرگ‌تر بود درآمد. پس از واقعه کربلا او پس از چند روز توقف در دمشق، همراه سایر زنان و کاروان اسرای کربلا به مدینه بازگشت

در واقعه حره در سال۶۲ هجری و یا سال قحطی مدینه، همراه عبدالله بن جعفر که در دمشق زمین‌هایی داشت به این شهر مهاجرت و در در ۱۵ رجب همان سال در همانجا درگذشت

قریه‌ای که در آن قبر زینب قرار دارد، در گذشته به راویه و اکنون به زینبیه مشهور است. در حال حاضر این قریه به شهر متصل و در هفت کیلومتری شرق دمشق قدیم به طرف فرودگاه واقع می‌باشد.

در خیابان اصلی این شهرک از دور، گنبد و ماذنه‌های قبر او دیده می‌شود. گنبد ساختمان طلائی است و در سمت شرقی و غربی آن دو مناره کاشی کاری شده قرار دارد.

در مدخل در غربی قبر زینب و سمت راست آن داخل اتاق کوچکی سه مقبره دیگر وجود دارد که یکی از آنها قبر حسین یوسف مکی عاملی متوفی ۱۳۹۷ و دیگری محسن الامین عاملی، صاحب تالیف معروف اعیان الشیعه و سومین آنها نیز دختر میرزا تقی بهبهانی می‌باشد.

فضای قبر زینب و صحن آن بصورت مربع مستطیل می‌باشد که شبستان و گنبد و حرم در وسط آن قرار گرفته و دارای چهار در ورودی می‌باشد سقف شبستان و مقبره از سه قسمت تشکیل شده که به صورت پله‌ای بر روی هم قرار دارند و گنبد نیز در وسط آن قرار یافته‌است. بر روی این گنبد جملاتی از قرآن نوشته شده و طلاکاری آن در سالهای اخیر به وسیله ایران انجام شده‌است.

در سمت شرق مجموعه، مصلای زینبیه به همت فهری زنجانی نماینده رهبر جمهوری اسلامی ایران در سوریه ساخته شده و مراسم نماز جماعت، دعای کمیل و نماز جمعه در آن برقرار می‌گردد. این شبستان بسیار بزرگ می‌باشد. مساحت کل مجموعه حدود ده هزار متر مربع است. در مقبره جمعا ۱۱۴ اتاق وجود دارد که ۶۴ اتاق آن در صحن بزرگ و بقیه در صحن دوم و حسینیه‌های اطراف است.

مقبره زینب در وسط حرم با ضریحی نقره‌ای و اطراف آن هشت ستون کاشی کاری شده که گنبد بر آن استوار شده وجود دارد. دیوارهای مقبره تا نصف آن سنگ سفید و بقیه آئینه کاری بوده و نمونه‌ای از هنر و معماری ایرانی اسلامی است. بنای داخل و خارج ساختمان و همچنین مناره‌ها و گنبد از حدود بیست سال پیش است ولی توسعه‌های اطراف صحن و تزئینات آنها همگی از سوی جمهوری اسلامی انجام شده‌است.

نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 18:19 توسط حامد رحیمی| |

پدر

با خود گفتم: كدامين زانوان است كه مي تواند مأمن سر بي پناهي من باشد؟ ندا آمد: پدر
    با خود زمزمه كردم: كدامين ستون است كه مي تواند پناه شانه هاي خسته من باشد؟ كسي فرياد كشيد: پدر
    تا خدا فرياد كشيدم: دستهايم بي رمق است، قدرتي مي خواهم تا دوباره توانم را باز يابم. ندا آمد: پدر.
    پدر، جاري ترين كلمه وجود هستي و سيال ترين حضور عالم. بي آنكه بخواهي مي بخشد و بي آنكه بخواني اش مي آيد

نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 17:30 توسط حامد رحیمی| |

پشت در ننداختی ننه
با خوب و بدم ساختی ننه
سرم رو بگیر تو دامنت
قربون بوی پیرهنت
قربون بوی پیرهنت
قربون بوی پیرهنت

دنیا رو می خواستی برام
عمرت و گذاشتی به پام
عشق تو فقط زیارت
نماز بود و عبادت
نماز بود و عبادت
حرف و حدیثت منم
عاشق گیست منم
سفید مثل برفه
راس راسی خیلی حرفه
راس راسی خیلی حرفه
پشت در ننداختی ننه
با خوب و بدم ساختی ننه
سرم رو بگیر تو دامنت
قربون بوی پیرهنت
قربون بوی پیرهنت
قربون بوی پیرهنت


به انتظار دیدنم نشستی
چفت در و به عشق من نبستی
نشستی هی خدا خدا می کنی
اسم منو همش صدا می کنه
دنیا رو می خواستی برام
عمرت و گذاشتی به پام
عشق تو فقط زیارت
نماز بود و عبادت
نماز بود و عبادت
حرف و حدیثت منم
عاشق گیست منم
سفید مثل برفه
راس راسی خیلی حرفه
راس راسی خیلی حرفه


دل ناگرونم تویی
آروم جونم تویی
دل ناگرونت منم
آروم جونت منم
دل ناگرونم تویی
آروم جونم تویی
دل ناگرونت منم
آروم جونت منم


دنیا رو می خواستی برام
عمرت و گذاشتی به پام
عشق تو فقط زیارت
نماز بود و عبادت
نماز بود و عبادت
حرف و حدیثت منم
عاشق گیست منم
سفید مثل برفه
راس راسی خیلی حرفه
راس راسی خیلی حرفه
پشت در ننداختی ننه
با خوب و بدم ساختی ننه
سرم رو بگیر تو دامنت
قربون بوی پیرهنت
قربون بوی پیرهنت
و قربون بوی پیرهنت


به انتظار دیدنم نشستی
چفت در و به عشق من نبستی
نشستی هی خدا خدا می کنی
اسم منو همش صدا می کنه
دنیا رو می خواستی برام
عمرت و گذاشتی به پام
عشق تو فقط زیارت
نماز بود و عبادت
نماز بود و عبادت
حرف و حدیثت منم
عاشق گیست منم
سفید مثل برفه
راس راسی خیلی حرفه
راس راسی خیلی حرفه

نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 17:23 توسط حامد رحیمی| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ