تبليغاتX
> مطالب و عکسهای عاشقانه
مطالب و عکسهای عاشقانه

تنها ديوانه ها و نابغه ها هستند كه قوانين بشري را نقض مي كنند و اينان نزديكترين كسانند به قلب خدا

  

تو باز می گی برو بابا دیوونه

شب و غم و یه آسمون ستاره 

من و تو و حرفای نیمه کاره 

دلم میگه که گردش زمونه اس 

نگاه تو دنبال یه بهونه اس 

یادم باشه بندازمت توی آب 

شاید بشی ماهی من توی خواب 

قلاب عشقو می ندازم توی آب 

شاید به چنگت بیارم توی خواب 

بیا بگرد دور دلم حسابی 

منم شدم ماهیگیر قلابی 

بهونه اونجاست سر اون قلابه 

قلاب همون جاست سر اون مردابه 

بدو زرنگ باش توی این زمونه 

نگو دلم روی زمین می مونه 

یه وقت نگی من بی وفایی کردم 

یا که خودم دلمو هوایی کردم 

تو دنبال بهونه بودی منم 

       فقط برات بهونه پیدا کردم

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 20:34 توسط حامد رحیمی| |

 
موج مثبت
وب سایت رسمی هواداران پویا بیاتی
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 20:8 توسط حامد رحیمی| |

 

بهت نمی گم دوسِت دارم،ولی قسم می خورم که دوسِت دارم بهت نمی گم هرچی که می خوای بهت می دم،چون همه چیزم تویی نمی خوام خوابتو ببینم، چون توخوش ترازخوابی اگه یه روزچشمات پرِاشک شد ودنبال یه شونه گشتی که گریه کنی،صِدام کن بهت قول نمی دم که ساکتت کنم ،اما منم پا به پات گریه می کنم اگر دنبال مجسمه سکوت می گشتی صِدام کن، قول می دم سکوت کنم اگه دنبال خرابه می گشتی تا نفرتتو توش خالی کنی ، صِدام کن چون قلبم تنهاست اگه یه روزخواستی بری قول نمیدم جلوتو بگیرم اما باهات میدوم اگه بیه روز خواستی بمیری قول نمی دم جلوتو بگیرم اما اینو بدون من قبل از تو میمیرم

mahan_online

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 19:52 توسط حامد رحیمی| |

 

 

عشق من منو صدا كن ، منو از خودم رها كن

     تو اتاق مرده ي دل ، آتشي تازه به پا كن ، تو منو از نو بنا كن

عشق من منو صدا كن ، قصه مو بي انتها كن

      روبروت آينه بگذار ، ابديتي بنا كن  ، عشق من منو صدا كن

قصه ي نگفته ام من ، تو بيا روايتم كن

عشق من مرمتم كن ، از عذابم راحتم كن ، عشق من منو صدا كن

                                                                   اي صداي تو نهايت  ، راهي رهايتم كن

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 19:34 توسط حامد رحیمی| |

 

آهاي تويي که ازمن

باهررنگ وفريبي

ميخواي دل ببري باز

ولي با هم غريبيم

اگه تو حقه بازي

منم دستتُ خوندم

يکي ديگه روتوقلبم

بجاي تونشوندم

اگه عشق مني

چراباديگروني

ميخواي بري برو

چرادل ميسوزوني

ولي يه روز ميايي

که خيلي ديره

يکي ديگه توقلبم

جاي توروميگيره

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 19:18 توسط حامد رحیمی| |

من دلم می خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست
بر درش برگ گلی می کوبم
روی آن با قلم سبز بهار می نویسم

خانه ی دوستی ِ ما اینجاست

نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 21:9 توسط حامد رحیمی| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ